نارو زدی ...
-
تاریخ: 1393/3/11 ساعت: 14:06
از پشت شیشه می دیدم دستاش توی دست تو بود دیگه بهم دروغ نگو ، نگو پیشت کسی نبود نگو که باور ندارم ، حرفای عاشقونتو جمع کن ببر از دل من ، اون عشقه بچگونتو برات یه بازیچه بودم ، تو لحظه های بی کسی گفتی فقط منو داری ، دل نمی دی به هیچ کسی اما فراموشت شده ، حرفایی که بهم زدی گفتی به من عشق منی ، دیدی به ...
غمگین مباش!
-
تاریخ: 1393/3/10 ساعت: 15:03
جوی کوچک هم به دریا می رسد، غمگین مباش! بعد هر دردی مداوا می رسد، غمگین مباش! آن عزیزی که تمام قلب من خانه ی اوست گذرش روزی به اینجا می رسد، غمگین مباش! آه! مجنون! این همه غصه و غم تا به کجا؟ نامه ات یک شب به لیلا می رسد، غمگین مباش!
همیشه...
-
تاریخ: 1393/3/10 ساعت: 14:59
"مـخـاطـب خـاص مـن" بـایـد بـهـت گـوشـزد کـنـم یـه زمـان هـایـی هـسـت کـه دلـم بـرای تـو تـنـگ مـیـشـه مـن اسـم ایـن بـی قـراری هـا رو گـذاشـتـم "هـمـیـشـه"
دنیای تاریک من ...
-
تاریخ: 1393/3/10 ساعت: 14:51
کمی عوض شدم دیریست از خداحافــــظی ها غمگین نمی شوم به کسی تکیه نمیکنم از کسی انتظـــار محبت ندارم خـــــودم بوسه میزنم سر به زانوهایم میگذارم و سنگ صبور خــــــودم میشوم چقدر بـــزرگ شدم یک شبه....
یه جوری دلم تنگ میشه برات...
-
تاریخ: 1393/3/10 ساعت: 14:23
یه جوری دلم تنگ میشه برات محاله بتونی تصور کنی گمونم نمیتونی حتی خودت جای خالیتو تو دلم پر کنی
عکس تو ..
-
تاریخ: 1393/3/10 ساعت: 14:17
وقتـــی خاطره ی آدم ها زیاد میشــــه... دیــــوار اتاقشون پر از عکس میشــــه... امــــا همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه کــــه... نمــیتونــــی عکسشو به دیوار بزنــــی!!!
توروا میخواهم...
-
تاریخ: 1393/3/10 ساعت: 14:01
وای خدای من دلم چرا آرام نمیگیرد . دلم تنهایی میخواهد با یک عالمه گریه . . دلم آغوش گرم میخواهد .. با دستی که اشک هایم را پاک کند خدای من از تمام دنیایت همین را میخواهم . . قول میدهم
رفتنت...
-
تاریخ: 1393/3/10 ساعت: 13:44
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن عهد بستی با نگاه خسته ای مح...
من رفتم..
-
تاریخ: 1393/3/10 ساعت: 18:19
مرا آنقدر آزردی .. که خودم کوچ کنم از شهرت .. بکنم دل ز دل چون سنگت .. تو خیالت راحت .. می روم از قلبت .. میشوم دورترین خاطره در شب هایت تو به من می خندی .. و به خود می گویی: باز می آید و می سوزد از این عشق ولی .. بر نمی گردم نه! می روم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد .. عشق زیباست و حرمت دارد ...
سیگار
-
تاریخ: 1393/3/8 ساعت: 3:00
ســیگارو گـذاشـتم گـوشـه لبـموگفــتم:هــی یــارو؟!!! آتـیـش داری؟؟ جــواب میـده: تـوجـیـبم کـه نـه!!! ولـی تـودلـم دارم...بـه کـارت مـیـاد؟؟ گـفتـم: بـده!!!هـمـدردیـم!!!
شب های تنهایی
-
تاریخ: 1393/3/8 ساعت: 2:56
ایراادی نــدارد . . . ایــن شــبــها کــه مــن تــو را آه مــیکشــم، تــو در آغــوش دیــگــری نــفــس عمــیق بــکــش تــا دیوانه ترش کــنــی…!
باران..
-
تاریخ: 1393/3/8 ساعت: 2:56
ديــر بـــاريدى بـــاران... ديـــر..! من مدتـــ هاستــ در حجــم نبــودن کسى خشکيـــده ام...!
شرح در تصویر
-
تاریخ: 1393/3/8 ساعت: 2:57
شوخی شوخی جدی شد
-
تاریخ: 1393/3/8 ساعت: 2:41
عشق تـــــــــــــو ، شوخــ ــ ـی زیبایـــی بود که خـ ـــداونـــد با قلبـــ من کــــــرد!! زیـــــبا بود امـــ ـا شوخی بــود !! حالـــــــــا تو بی تقــــصیـــری !! من تاوان اشتبــــــاه خودمــ را پس میــدهم... تمــــ ـــام این تنهـــ ـــایی تاوان " جـــ ـدی گرفتن آن شـــ ــوخی " استــ !!
آهای کافه چی
-
تاریخ: 1393/3/8 ساعت: 2:31
آهای کافه چی ! از ما که گذشت ... . اما اگر بازهم کسی تنها به اینجا آمد از او نپرس : چه میل داری؟ تلخ ترین قهوه دنیا را برایش بریز ! آدم های تنها ؛ مزاجشان به تلخی عادت دارد ... حالا من مانده ام و پنجره ای خالی و فنجان قهوه ای که از حرف های نگفته پشیمان است ...
تلخ
-
تاریخ: 1393/3/8 ساعت: 2:28
تــلـخ تــر از خــود جــدایــیهــا آنــجـایــی اســت کــه بــعـدهــا آن دو نفــر هــی بــایــد وانــمـود کنــند کــه چــیـزی بــینـشـان نــبوده!! کــه هیـــچ اتــفـاقـی نیــفـتـاده!!! کــه از همــدیــگر هیــچ خــاطــرهای نــدارنــد! هــی بــایــد وانــمـود کــنـنـد...!
عطر تو
-
تاریخ: 1393/3/10 ساعت: 18:20
دفترتو وا کنی برا حل تمرین بوی عطرش بپیچه توی اتاق آخه نامش اونجا بود ...
حکایت غریبی دارد این روزها
-
تاریخ: 1393/3/7 ساعت: 0:30
این روزها… این روزها دلم چون دریای مواجی گشته است که لحظه ای آرام و قرار ندارد . آنچنان که گاهی خودم نیز از موج های پیاپی آن به هراس می افتم . چشمانم میل بارش دارند اما افسوس که گوشه ای خلوت نمی یابند ، پس به ناچار ، مجبور به سکوت می شوند ولی تحمل این بغض که راهی برای شکستنش نیست برای من سخت است ک...
شاید آرام تر می شدی
-
تاریخ: 1393/3/7 ساعت: 0:28
شاید آرام تــر می شدم فقــط و فقـــط… اگر می فهمیدی ، حرفهایم به همین راحتــــی که می خوانی نوشته نشده اند
دلگیرم از آدم هایی که می آیند و میروند
-
تاریخ: 1393/3/7 ساعت: 0:26
با تـــــــــو نیستــم… بـــــ خودتـــــــــ نگیر، اصلا تـــــــو یکـــــی نخوانــــــــ… دارم با خودمــــ زمزمــــــــــه میکنمــــ ،با خودمـــــ حرفـــــ میزنمــــ…. دلگیـــــــــــرم از آدم هایـــــــــــی که مــــــــی آیند و می رونـــد و پشتــــ سرشانــــ ر...