
Once a Girl when having a conversation with her lover, asked یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید Why do you like me..? Why do you love me? چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ I can\\\\\\\'t tell the reason... but I really like you دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"دوست دارم You can\\\\\\\'t even tell me the reason... how can you say you like me? تو هیچ دلیلی رو نمي توني عنوان كني.... پس چطور دوستم داری؟ How can you say you love me? چطو...
ادامه مطلب
عشق من تکیـــــه دادی به دیوار ومیخـــــــــندی انــــــــگار نه انــــــــگار که تو توی عکســـــــی ومن آویـــــــزان این زندگــــی بی تـــــــــــو ...
ادامه مطلب
شب عروسیه، آخره شبه،خیلی سر و صدا هست میگن عروس رفته تو اتاق لباس هاشو عوض کنه هر چی منتـظر شدن برنگشته،در را هم قفل کرده داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه میشه مامان بابای دختره پشت در داد میزنند:مریم،دخترم،در را باز کن مریم جان سالمی؟آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو میشکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یک...
ادامه مطلب
عشق تو رژیم غاصب قلبم شد چون زلزله آمدی و قلبم بم شد ! برعکس بم و خاک فلسطین ، قلبم عاشق شد و چفت و بست آن محکم شد ! ... ...
ادامه مطلب
چشمهایت... لبهایت... موهایت... صدایت... عناصر چهارگانه ی هستی منند وقتی دو قلــ♥ــب برای یکـدیگر بتپد… هیچ فاصلـــ ــه ای دور نیسـت … هیچ زمانی زیــــاد نیسـت… و هیچ عشـــ♥ـــق دیگری نمی تواند آن دو را از هم دور کند ! محکـم تریـن برهان عشــ♥ـــق… " اعتمــــــــــــــ♥ــــــــــــاد" اسـت… معجــزه لبخنــدکسی اسـت که دوستـش میــداری ! ...
ادامه مطلب
عشقه من . . . اینروزها که هنوز نیستنت را به هوای دوباره داشتنت ثانیه شماری میکنم . . . ساکتم .حرف نمیزنم. نه که چیزی برای گفتن نباشد... نه .به این سکوت پیله کرده ام. نه که ندانم چه بگویم اینروزها از همیشه پر تر از حرفم . از همیشه بیشتر گفتنی دارم ولی من مانده ام و یک عالمه ناگفته های ناشنیده... میروم تا فراموشم کنی ... در فراموشی هم آغوشت میکنم تا طعم تلخ برخوردهای سردت یادم برود... ناگفته هایم را میگذارم گوشه ی دلم تا روزی که تو بیایی... روزی که باشی و بخواهی برایت حرف بزن...
ادامه مطلب